حسن حسين زاده شانه چى
224
اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى (فارسى)
دادن به شيعيان دربارهء جانشينى امام يازدهم و شناخت امام مهدى عليه السّلام به كار مىبست ، با اين حال باتوجه به تصريحاتى كه از جانب امام عليه السّلام رسيده بود از ذكر نام صريح آن حضرت به هرگونه نهى مىكرد . در توقيعى كه براى وى صادر شد چنين آمده بود : هركس در جمعى مرا به اسم ياد كند لعنت خدا بر او باد . « 1 » در نامهء ديگرى نيز كه على بن عاصم كوفى از آن ياد كرده ، مشابه اين مطلب ذكر شده است . « 2 » اين اقدامات در ادامهء فعاليتهاى نائب اول و به منظور دور ساختن هرچه بيشتر اذهان حكومت نسبت به مسألهء امامت صورت مىگرفت زيرا حكومت تا حدودى قانع شده بود كه شيعيان پس از امام يازدهم امام ديگرى ندارند و اين بدان معنى بود كه ديگر از جانب آنها خطرى متوجه عباسيان نيست و اين همان خواستهء مطلوب امام عليه السّلام محسوب مىگرديد ؛ زيرا در اين صورت از اعمال فشارهاى زياد حكومت بر شيعيان كاسته مىشد و اين گشايشى در كار شيعه بود . اين وضعيت تا سالهاى اوليهء حكومت معتضد ( 278 - 289 ق ) ادامه داشت . محمد بن عثمان ، همانند پدرش به دادوستد روغن مىپرداخت و تحت پوشش شغل خود به فعاليتش ادامه مىداد و گاه با نام مستعار در مجامع عمومى حاضر مىشد . او همچنين از شركت مستقيم در بحثها و مناظرات علمى و اعتقادى خوددارى مىكرد و حتى نام وى را در سلسلهء راويان و مؤلفان شيعه مشاهده نمىكنيم . او همين شيوهء تقيه را به وكيلان امام عليه السّلام در ساير نواحى توصيه مىنمود « 3 » و در عين حال در مجامع خصوصى شيعه ، بر امامت حضرت مهدى عليه السّلام و
--> ( 1 ) . صدوق ، كمال الدين ، ص 483 . ( 2 ) . همان ، ص 482 . ( 3 ) . از آن جمله توصيهء او به احمد بن اسحاق وكيل بود . عبد الله بن جعفر حميرى عالم بزرگ قم مىگويد كه وقتى احمد بن اسحاق از عمرى پرسيد : آيا او امام مهدى عليه السّلام را ديده است ؟ او پاسخ مثبت داد و سپس گفت : « از اينكه دربارهء امام جستجو كنى بپرهيز ؛ زيرا به گمان اين مردم ، اين نسل منقطع شده است » . صدوق ، همان ، ص 442 .